مسعود بیگدلی در دومین رویداد تداکس فشن

مسعود بیگدلی در تدکس کیش

مسعود بیگدلی در دومین رویداد تداکس فشن؛ از رؤیای کودکی تا روایت ساختن یک برند

دومین رویداد TEDx Fashion با تم «پیوستار؛ هنگامی که میراث در مسیر زمان به تکامل می‌رسد» برگزار شد؛ رویدادی که در آن مسعود بیگدلی، بنیان‌گذار و مدیرعامل برند بازلی، با روایت بخشی از مسیر زندگی حرفه‌ای خود، از پیوند میان رؤیاهای شخصی، تجربه‌های گذشته، نوآوری در طراحی و اهمیت آموزش در شکل‌گیری آینده صنعت فشن سخن گفت.

دومین رویداد تداکس فشن، عصر پنجشنبه ۷ آبان‌ماه ۱۴۰۵، با حضور جمعی از فعالان، متخصصان و چهره‌های تأثیرگذار حوزه مد، طراحی و کسب‌وکار برگزار شد. «پیوستار؛ هنگامی که میراث در مسیر زمان به تکامل می‌رسد» عنوان و محور اصلی این دوره بود؛ مفهومی که فرصتی برای بازخوانی رابطه میان گذشته و آینده، تجربه‌های فردی و هویت حرفه‌ای و همچنین نقش اندیشه‌های ماندگار در شکل‌گیری مسیرهای تازه فراهم کرد.

در میان سخنرانان این رویداد، مسعود بیگدلی، بنیان‌گذار و مدیرعامل بازلی، با روایتی شخصی از مسیر زندگی و فعالیت حرفه‌ای خود، به موضوعاتی همچون تأثیر تجربه‌های دوران کودکی، اهمیت ارتباط احساسی با محصول، جسارت در نوآوری و نقش مربیان و آموزش در ساختن آینده پرداخت.

مسعود بیگدلی؛ وقتی یک رؤیای قدیمی، مسیری تازه پیدا می‌کند

روایت مسعود بیگدلی در تداکس فشن، از رؤیایی در دوران نوجوانی آغاز شد؛ رؤیای حضور در تیم ملی. علاقه به ورزش و تجربه سال‌های نوجوانی، بخش مهمی از شکل‌گیری نگاه او به تلاش، انتخاب و مسیر حرفه‌ای بود.

بیگدلی در این روایت به تأثیر یکی از مربیان دوران نوجوانی خود اشاره کرد؛ مربی‌ای که همواره بر لذت‌بردن از فعالیت و به‌کارگرفتن تمام توان تأکید داشت. آموزه‌ای ساده که در گذر زمان، از فضای ورزش فراتر رفت و به یکی از اصول مهم در نگاه او به زندگی و کسب‌وکار تبدیل شد.

سال‌ها بعد، آن رؤیای قدیمی در شکلی متفاوت به زندگی حرفه‌ای او بازگشت. مسعود بیگدلی که مسیر خود را در صنعت مد و پوشاک ادامه داده بود، تجربه طراحی و تولید کت‌وشلوار برای اعضای تیم ملی را به دست آورد؛ تجربه‌ای که پیوندی معنادار میان علاقه دوران نوجوانی و فعالیت حرفه‌ای امروز او ایجاد کرد.

این بخش از روایت، به‌خوبی با مفهوم محوری رویداد ارتباط پیدا می‌کرد؛ اینکه گاهی تجربه‌ها و رؤیاهای گذشته از بین نمی‌روند، بلکه در طول زمان تغییر شکل می‌دهند و در بستری تازه، معنایی متفاوت پیدا می‌کنند.

تدکس فشن

فلسفه محصول؛ فراتر از طراحی و تولید

یکی از محورهای اصلی سخنان بیگدلی، اهمیت ارتباط احساسی با محصول بود. از نگاه او، خلق یک محصول صرفاً به معنای طراحی یک فرم، انتخاب پارچه یا طی‌کردن مراحل تولید نیست؛ محصول زمانی به اثری معنادار تبدیل می‌شود که خالق آن نیز با آن ارتباط برقرار کند و به ایده‌ای که پشت آن قرار دارد باور داشته باشد.

او با مرور تجربه‌های حرفه‌ای خود توضیح داد که گاهی یک طرح در ابتدای مسیر با استقبال گسترده بازار مواجه نمی‌شود، اما باور به ایده و شناخت ظرفیت‌های آن می‌تواند زمینه ادامه مسیر و معرفی تدریجی محصول به مخاطبان را فراهم کند.

این نگاه، یکی از موضوعات مهم در مسیر توسعه برندهای خلاق است؛ چراکه نوآوری همیشه با پذیرش فوری بازار همراه نیست. گاهی لازم است محصولی متفاوت، فرصت دیده‌شدن پیدا کند و مخاطب نیز به‌تدریج با ویژگی‌ها و ارزش‌های آن آشنا شود.

در واقع، فاصله میان یک ایده متفاوت و تبدیل‌شدن آن به انتخابی پذیرفته‌شده در بازار، بخشی از مسیری است که به شناخت مخاطب، استمرار و باور به کیفیت نیاز دارد.

نوآوری در پوشاک؛ تغییر نگاه به طراحی متناسب با نیاز مخاطب

بخش دیگری از روایت مسعود بیگدلی به تجربه‌های او در حوزه تولید و شناخت نیازهای متفاوت مصرف‌کنندگان اختصاص داشت.

او با اشاره به تجربه تولید در استانبول و آشنایی با محصولاتی که متناسب با ویژگی‌های بدنی گروه‌های مشخص، از جمله ورزشکاران، طراحی شده بودند، به اهمیت توجه به تناسب لباس با ساختار بدنی و نیاز واقعی مصرف‌کننده پرداخت.

این تجربه، توجه او را به ابعاد کاربردی‌تر طراحی پوشاک جلب کرده بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد طراحی موفق تنها به زیبایی ظاهری محدود نمی‌شود و شناخت دقیق مخاطب نیز در شکل‌گیری یک محصول ارزشمند نقش دارد.

بیگدلی همچنین به تجربه معرفی کت‌های بدون آستر به بازار ایران اشاره کرد؛ محصولاتی که در ابتدای ورود، برای بخشی از مخاطبان بازار سنتی کت‌وشلوار چندان آشنا نبودند، اما به‌مرور توانستند جایگاه خود را پیدا کنند و با افزایش تقاضا روبه‌رو شوند.

این تجربه، نمونه‌ای از مواجهه نوآوری با عادت‌های بازار است؛ مسیری که در آن، متفاوت‌بودن یک محصول می‌تواند در ابتدا چالش‌برانگیز باشد، اما با شناخت درست نیاز مخاطب و استمرار در ارائه ایده، به فرصتی برای توسعه تبدیل شود.

او همچنین با اشاره به گسترش فعالیت‌های خود و رسیدن به ۴۰ گروه محصول، بر اهمیت حفظ ارتباط شخصی و احساسی با آنچه تولید می‌شود تأکید کرد.

تدکس فشن پیوستار

میراثی که در آموزش ادامه پیدا می‌کند

در بخش پایانی سخنان خود، مسعود بیگدلی بار دیگر به یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های زندگی‌اش، یعنی نقش مربی دوران نوجوانی، بازگشت.

او از تأثیر ماندگار آموزگاران و مربیانی گفت که گاهی یک نگرش یا جمله ساده از سوی آن‌ها می‌تواند مسیر زندگی فردی را برای سال‌های طولانی تحت تأثیر قرار دهد؛ تأثیری که ممکن است نتایج آن نه در همان زمان، بلکه سال‌ها بعد و در حوزه‌ای کاملاً متفاوت آشکار شود.

این نگاه، آموزش را فراتر از انتقال دانش و مهارت تعریف می‌کند. آموزش می‌تواند شیوه نگرش افراد به زندگی، کار، خلاقیت و مواجهه با چالش‌ها را شکل دهد و به بخشی از میراثی تبدیل شود که از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا می‌کند.

از این منظر، سرمایه‌گذاری بر آموزش کودکان و نوجوانان، تنها اقدامی برای امروز نیست؛ بلکه مسیری برای ساختن آینده‌ای است که در آن نسل‌های بعدی بتوانند با نگاه و توانایی‌های تازه، حوزه‌هایی همچون هنر، طراحی، مد و کسب‌وکار را توسعه دهند.

تداکس فشن؛ روایت‌هایی از آینده صنعت مد

دومین دوره تداکس فشن، علاوه بر سخنرانی مسعود بیگدلی، میزبان روایت‌هایی از سوی دیگر فعالان حوزه‌های مختلف نیز بود.

محمدرضا عمرانی درباره نقش هوش مصنوعی در توسعه برند و ارتباط فناوری با فرایندهای خلاقانه سخن گفت. شاهین کاظمی به موضوع پایداری و پیوند صنعت نساجی با فشن پرداخت و مهدی ابوالفتحی، با تمرکز بر هویت ایرانی، نوآوری و مسئولیت نسل امروز در برابر میراث فرهنگی، دیدگاه‌های خود را مطرح کرد. محمدعلی علاقبند نیز از نقش خاطرات شخصی و جزئیات زندگی روزمره در شکل‌گیری ایده‌های طراحی جواهر گفت.

مجموع این روایت‌ها، تصویری چندبعدی از صنعت فشن ارائه می‌داد؛ صنعتی که در کنار طراحی و تولید، با فناوری، فرهنگ، خاطره، هویت، آموزش و مسئولیت اجتماعی نیز ارتباط دارد.

بازلی؛ ادامه یک مسیر با نگاه به آینده

حضور مسعود بیگدلی در دومین رویداد تداکس فشن، فرصتی برای بازخوانی بخشی از مسیر شکل‌گیری و توسعه نگاه حرفه‌ای او به صنعت پوشاک بود؛ مسیری که در آن تجربه‌های شخصی، باور به محصول، جسارت در ارائه ایده‌های متفاوت و اهمیت آموزش، در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

تم «پیوستار» این رویداد را می‌توان در روایت او نیز دنبال کرد؛ از رؤیای دوران نوجوانی و آموزه‌های یک مربی تا تجربه‌های تولید، توسعه گروه‌های محصول و رسیدن به نقطه‌ای که همان رؤیا، در قالبی تازه به واقعیت تبدیل می‌شود.

برای بازلی، چنین روایتی یادآور این مفهوم است که ساختن یک برند، تنها به تولید محصول و توسعه بازار محدود نمی‌شود. هر برند، حاصل مجموعه‌ای از باورها، تجربه‌ها، انتخاب‌ها و ارزش‌هایی است که در طول زمان شکل می‌گیرند و با هر مرحله از رشد، معنایی تازه پیدا می‌کنند.

پیوستار، شاید دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا کند؛ جایی که گذشته به خاطره‌ای دور تبدیل نمی‌شود، بلکه در تصمیم‌های امروز حضور دارد و مسیر فردا را شکل می‌دهد.

 

به اشتراک گذاشتن: